عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

118

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النّوبة الثانية قوله : « قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » . چون فرمان آمد از جبّار كائنات بموسى ( ع ) كليم كه : « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى » و موسى دل بر آن نهاد كه پيش فرعون رود ، از اللَّه تعالى تمكين خواست و ساز و اهبّت آن كار ، گفت : « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » و اين از بهر آن گفت كه موسى را آن ساعت دل بتنگ آمده بود و بارى بر دل وى نشسته كه از چنان مقام مناجات مىبايست شدن و با دشمن سخن مىبايست گفت . پس از آن كه با حق تعالى جلّ جلاله سخن گفته بود . گفت بار خدايا چون با دشمن سخن مىبايد گفت نخست اين بار از دل من فرو نه و دلم بر گشاى و فراخ گردان تا رسالت بتوانم گزارد و جواب بتوانم شنيد . قال ابن جريح : اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، اى - وسع و ليّن قلبى بالايمان و النبوّة لاعى عنك ما تودعه من وحيك و اجترى على خطاب فرعون . « وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي » سهّل علىّ ما امرتنى من تبليغ الرّسالة الى فرعون . « وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي » العقدة - لكلّ ما لم ينطق به حرف مثل التمتمه و الفأفأة . يقول افتح لسانى و ازل ما به من الرّتة يفهموا كلامى و ما اخاطبهم به ، مجاهد گفت : عقدهء زبان وى از آن بود كه ربّ العزّة محبّت وى در دل آسيه و فرعون افكنده بود چنان كه يك ساعت ايشان را از ديدار وى شكيبايى نبود ، فرعون روزى او را بر كنار خود نشانده بود و در روى وى مىخنديد و بازى ميكرد ، موسى دست فرا كرد و موى روى وى بگرفت و تايى چند از آن بركند ، فرعون خشم گرفت ، سيّاف را بخواند تا او را هلاك كند . آسيه گفت كودكى چه داند كه چه كند آتش و ياقوت از هم نشناسد ، پس آزمودن را ياقوت و آتش بهم جمع كردند . موسى خواست كه دست بياقوت